| باز هم خداحافظی |
سلام میدونین چیه ؟! هر سلامی یه خداحافظی باهاش داره . سلام ما هم همینجوره . این وب شده خونه دوم من ، دل کندن ازش خیلی واسم سخته ، برا همین هم هرگز نمیتونم ترکش کنم . هرگز ... حتی اگه همکلاسی های محترمم بیان و مطالبش رو بخونن و فرداش بیان بزن تو ذوقم که این چرت و پرتا چیه زدی تو وبت . اما خوب دوباره امتحانا شروع شدن . دوباره باید بشینیم پای کتابامون و صبح تا شب درس بخونیم . اما خوب اگه درس نخونیم چه جوری میخوایم به آرزوهای بی پایانمون برسیم . چه جوری میخوایم کشورمون رو اونجوری که دوست داریم تغییر بدیم . چه جوری میخوایم اون دنیا با افتخار بگیم که ما این کارار رو انجام دادیم . این درسته که درس بخونیم اونم فقط واسه اینکه فردا پس فردا میخوایم شکم خودمون و چند نفر دیگه رو سیر کنیم ؟ یعنی ما فقط واسه همین درس میخوینم ؟! نه اینجور فکر کردنا اصلا درست نیست . کسی که واسه نون در آوردن و خرج شکم کردناش میخواد درس بخونه همون بهتر که اصلا درس نخونه . ما باید درس بخونیم تا فردا پس فردا پوز این آدمای به اصطلاح متمدن رو به خاک بمالونیم تا پا نشن ادعای اینو کنن که خلیج فارس مال بابامونه ... درس بخونیم و فک این گوگلی ها رو به زمین بچسبونیم. درس بخونیم و آپلو هوا کنیم . درس بخونیم و درس بخونیم و درس بخونیم .... درسته که ما هنوز اول راه هستیم . اما اگه همیشه فقط به اول راه نگاه کنیم هیچ وقت آخر راه رو نمیبینیم . الان هم این موقع شبی اومدم آخرین آپم رو قبل از شروع امتحاناتم بزنم . شاید شما هم یکم متحول شدید و اگه تا حالا به خاطر پزدادن های الکی و پول درآوردن درس میخوندین ، حالا دیگه واسه این جور چیزا درس نخونین . حالا درس بخونید تا اونجور زندگی کنید که خودتون دوست دارین . حالا درس بخونید تا اونجور کشورتون رو بسازین که خودتون دوست دارین . حالا فقط درس نخونید بلکه با کتاب های درسیتون زندگی کنید . هر چی باشه ما میخوایم آینده رو بسازیم . اگه یه قدم درست برداریم آینده از آن ماست . خوب دیگه بعد از این همه حرف زدنا یه زنگ تفریح هم لازمه پس بخونید و لذت ببرین : (منبع وبلاگ هیئت تحریریه نشریه سه نقطه که خود من هم داخلش مینویسم .) www.3-dot.blogfa.com پشت دریا پشت دریا آب است آخرش هم خورشید زیر دریا ماهی توی ساحل هم من ضریب هوشی رباتی روزی مردی به کافه تریا رفت و از فروشنده که نوعی روبات بود نوشیدنی خواست.روبات به سرعت نوشیدنی سفارشی اش را داد و از او پرسید:"ضریب هوشی شما چقدر است؟" مرد پاسخ داد:"150" پس ربات شروع کرد به صحبت درباره گرم شدن کره زمین،فیزیک کوانتوم،فن آوری نانو و مسائلی از این قبیل...مرد که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود تصمیم گرفت روبات را امتحان کند بنابراین پول نوشیدنی خود را داد از کافه بیرون رفت و چند لحظه بعد دوباره برگشت و از روبات نوشیدنی دیگری خواست.روبات مجددا از او پرسید " ضریب هوشی شما چقدر است؟" مرد پاسخ داد "100" روبات این بار از فوتبال و بیس بال،مدل های لباس، غذاهای حاضری خوشمزه،انواع سلاح هاو موضوعاتی کاملا معمولی صحبت کرد.مرد که حسابی شگفت زده شده بود تصمیم گرفت روبات را یک بار دیگر امتحان کند.مجدداً به بیرو ن از کافه رفت و برگشت و این بار ضریب هوشی خود را "50" اعلام کرد.و روبات پس از کمی تفکر خیلی آهسته گفت " خوب...پس چطوره در مورد دموکراسی جورج بوش صحبت کنیم!" شباهت بین "دختران و ویندوز" و "پسرا و لینوکس" دختران و ویندوز: _هر دو منابع عظیمی را هدف می کنند اما کار زیادی انجام نمی دهند. _نگهداری هر دوی آنها بسیار هزینه بر است. _کار هر دوی آنها معمولاً با اسناد موجودشان در تناقض است. _علی رغم تمام معایبشان دوست داشتنی هستند. پسران و لینوکس: _کار کردن با هر دوی آنها سخت است. _می شود خیلی راحت هر دوی آنها را تغییر داد و با شرایط جدید سازگار کرد. _هر دو در ارائه سندِ محکم برای کارهایی که انجام داده اند ضعیف هستند. _هر دو عذاب آورند. عشق سرکاری اولین بار توی یه پارک با هم آشنا شدیم.یادم نمیره نگاه اول رو. من اونو نگاه میکردم،اونم به من زل زده بود. فاصله ی دلامون کم شد.کم کم یک دل شدیم. همدیگه رو دوست داشتیم و عاشق هم بودیم.ظاهر که این رو نشون میداد. اون روز رو هم یادم نمی ره که چه قول و قرارایی با هم گذاشتیم. قرار بود تا آخرین خط دفتر زندگی با هم باشیم. قرار بود پا به پای هم سطرهای زندگی رو رقم بزنیم. اما... اما اون روز رو هم یادم نمیره که توی همون پارک همه ی قول و قرارهامون رو زیر پا گذاشت طوری که انگار عشقی وجود نداره و با پرویی توی چشمام نگاه کرد و گفت "برو دیگه دوستت ندارم" و بعد گذاشت توی گوشم..........آقااا کات بده ه ه ه.......کااااااااااات خانم تو گوشی رو خوب زدی ولی یه خورده محکمتر بزن.... آقا شما هم یه کمکی پرستیژ بازیگری به خودت بگیر اااِاِی باااابااا.......از اول میریم ....آماااده...صداااا....نور....تصویر..... حرکت........ * پی نوشت : نویسنده مطالب بالا دوست خوبم آقای مهدی ارجمند میباشد . * پی نوشت 2 : همونجوری که گفتیم ما یه نشریه داریم تو دانشگاهمون به اسم سه نقطه که من و مهدی و احسان کاوسی اونجا به همراه دیگر دوستانمون مینویسیم . این مطالب هم قراره در ویژه نامه که فردا میاد دانشگاه چاب بشه . بد ندیدم شما هم استفاده کنید . * پی نوشت 3 : به زودی یه وب میزنیم و تو اون وبمون نشریه رو بصورت pdf برای دانلود میذاریم پس منتظر باشید . * پی نوشت آخر : باز هم میام اما دیگه آپ نمیکنمتا بعد از امتحاناتم . پس تا سلامی دویاره دوستان عزیز ، حق یارتون و خدانگهدار . mxu عاشق تنها © |